شمارهٔ ۵۳۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنند
باید که خویش را ز خود اول جدا کنند
دل را به ناز چاشته خوار جفا کنند
تا رفته رفته اش به بلا مبتلا کنند
آهی خمیر مایهٔ صد صبح روشن است
آنجا که رو به عالم صدق و صفا کنند
تا آبرویشان نرود همچو آب جوی
پاکان به قطره ای چو گهر اکتفا کنند
آنانکه شاه کشور شب زنده داری اند
شب را قیاس سایهٔ بال هما کنند
همچون شکست شیشه صدا می شود بلند
اینجا اگر نگه به نگه آشنا کنند
جویا جماعتی که هوس می کنند عشق
دانسته خویش را به بلا مبتلا کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره افرادی است که به دنبال عشق و دلربایی هستند، اما برای دستیابی به این هدف باید از خود بگذرند و دل را به خطر بیندازند. شاعر اشاره میکند که عشق و احساسات عمیق، همچون صبحی روشن، نیازمند صداقت و پاکی هستند. همچنین، عشق واقعی باید به گونهای باشد که آبرو و اعتبار افراد حفظ شود، و به دنبال عشق، باید مراقب عواقب آن بودند، چرا که ممکن است به بلایای عاطفی دچار شوند. بهطور کلی، شعر به چالشها و پیچیدگیهای عشق و دل داده میشود.