نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد

چو شمع بزم پنداری که آتش در گلو دارد

نیندازد خدا با سخت رویان کار یکرنگان

که با آیینه هر کس روبرو گردد دورو دارد

بهاران آنچنان عشرت فزا آمد که زاهد هم

دماغی با وجود کله خشکی چون کدو دارد

گل بی اعتباری راست زان نشو و نما در هند

که اینجا آبروی مرد حکم آب جو دارد

میسر نیست تحصیل می ام در موسمی جویا

که باغ از غنچه و گل هر طرف جام و سبو دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساساتی عمیق و تنگناهایی که در زندگی با آن‌ها مواجه است، اشاره می‌کند. او به تاثیر صدای محبوب بر دل و جانش اشاره کرده و به تشبیه شمعی می‌پردازد که در دلش آتش وجود دارد. شاعر تاکید می‌کند که خداوند با انسان‌های نیک‌چهره و یکرنگ کار نمی‌کند و به دورویی بعضی از انسان‌ها انتقاد می‌کند. در بخش دیگری از شعر به بهار و شادی آن اشاره می‌کند که حتی زاهدان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین به بی‌اعتباری گل در هند و آبروی مرد در جایی دیگر اشاره می‌کند، و در نهایت از دشواری به دست آوردن شراب در وقفه‌ای صحبت می‌کند که باغ پر از غنچه و گل است. به طور کلی، این شعر به تضادها و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد.