نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد

که دل را رخنه های سینه محراب دعا گردد

چو می از شیشهٔ واژون نگار ناز پروردم

گر آید سوی من از ناز در هر گام واگردد

غبار غم زبس داریم بر رو گرد برخیزد

گهی کز بیم خویش رنگ بر رخسار ما گردد

کمر بر خواری ارباب همت بسته چرخ دون

به آب روی مردان روز و شب این آسیا گردد

ببر از آرزو گر مدعای ترک خود داری

که این حاجت روا از فیض ترک مدعا گردد

چه بیباکانه بر می داری از عارض نقابت را

مبادا زورقم طوفانی موج صفا گردد

چنان جویا ز بار کلفت خاطر بود سنگین

که تا آهم برون آید ز لب زنجیر پا گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ مشکلات و دغدغه‌هایی است که ناشی از محبت و عشق شدید است. شاعر به بیداد محبت اشاره می‌کند و می‌گوید که وقتی این محبت زیاد می‌شود، دل به دعا و نیاز به رحمت الهی متوسل می‌شود. او همچنین به احساسات متناقضی که در عشق تجربه می‌کند، اشاره می‌کند، از جمله غم و اضطراب. در ادامه، شاعر به ناپایداری دنیا و سختی‌های زندگی اشاره می‌کند و از قدرت و وسوسه‌های عشق سخن می‌گوید. او در نهایت به این نکته می‌رسد که برای رسیدن به آرزوها و نیازها، باید از خواسته‌های بی‌جا بگذرد و بر خود مسلط باشد.