شمارهٔ ۵۵۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
زان روی با سرشکم بوی گلاب باشد
گر شاهی از فقیری است دارد نمود بی بود
پست و بلند دنیا موج سراب باشد
در آینه ز شوق رخسار با صفایش
جوهر چو موج دریا در اضطراب باشد
هر قطرهٔ سرشکم گشته محیط آهی
چشمم شب فراقت چشم حباب باشد
پوشیده کی بماند کلفت زصاف باطن
چینهای موج جویا بر روی آب باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و تفکرات عاطفی شاعر میپردازد. شاعر با اشاره به عشق و زیبایی، ناراحتیها و جدایی را نیز بیان میکند. او میگوید که اگرچه در دنیا تفاوتهایی وجود دارد، اما همچنان زیباییها و احساسات واقعی در دل انسان باقی میماند. اشعار به شکل استعارههایی از طبیعت و آب و آینه، نشاندهندهی ناپایداری احساسات و به تبع آن، عواطف انسانی است. در نهایت، شاعر به حقیقت و صاف بودن باطن انسان اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند احساسات واقعی را پنهان کند.