نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۸ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند

کاندیشهٔ شکار هما با مگس کند

با یاد عارض تو اسیری که دل خوش است

پیوسته سیر گل ز شکاف قفس کند

شاید تواندش قفس مرغ ناله شد

دل را چو رخنه رخنه کسی چون جرس کند

بوسی اگر در اول مستی دهد زلطف

ما را به کام دل ثمر پیش رس کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از آرزوی وصال و جذابیت محبوب می‌گوید و اینکه چگونه دل عاشق به یاد محبوبش در اسیری و درون قفس زندگی می‌کند. او اشاره می‌کند که شاید با یاد محبوب، دل بتواند از محدودیت‌ها رهایی یابد و به خوشی و شادی دست یابد. در نهایت، شاعر به نعمت‌هایی که محبت و عشق به انسان می‌دهند، اشاره می‌کند و ابراز امیدواری دارد که این عشق، زندگی را برایش شیرین کند.