نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون نگاهی سوی من زان چشم مخمور افکند

دل تپیدن‌ها مرا از بزم او دور افکند

بسکه در دل ناله را دزدیده ام از شرم غیر

قطرهٔ اشکم به دریا گر فتد شور افکند

دشت وسعت مشربی رنگ جهان تازه ای

می تواند در فضای دیدهٔ مور افکند

از شراب جلوه ات یابد چمن گر خرمی

جام لاله داغ را چون درد می دور افکند

تا کی از بیداد مژگان تو هر شب تا سحر

بستر راحت دلم بر نیش زنبور افکند

بسکه از سر تا بپا جویا نمک دارد چه دور

گر ز هم‌آغوشیش در بحر و کان شور افکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای شاعر از عشق و دلدادگی می‌پردازد. او از تأثیر نگاهی معنادار و مسحورکننده بر قلبش صحبت می‌کند که او را از جمع و بزم دیگران دور کرده است. شاعر به شرم و غم درونی خود اشاره کرده و می‌گوید که اشکش مانند دریا به شور می‌افتد. او همچنین از زیبایی‌های طبیعت و جلوه‌های عشق می‌گوید که می‌تواند سرشار از آرامش یا درد باشد. در نهایت، به تأثیر رنج‌های ناشی از بی‌وفایی و بی‌عدالتی معشوق بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و درگیری‌های عاطفی و جسمانی خود را به تصویر می‌کشد.