شمارهٔ ۵۶۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زورآوران که پنجهٔ افلاک می برند
در کاسهٔ امل چه به جز خاک می برند
آنانکه شبنم گل شب زنده داری اند
فیض سحر به دیدهٔ نمناک می برند
آنجا که نوش داروی شادی دهند ساز
البته نسخه از ورق تاک می برند
پروانه طینتان که به شمع یقین رسند
بال پرش ز شعلهٔ ادراک می برند
مردان به روی خاک سربندگی نهند
زان پیشتر که سر به ته خاک می برند
آیینه خاطران که به روی تو واله اند
بس فیضها که از نظر پاک می برند
در زیر خاک واصل دریای رحمت اند
آنانکه چون حباب دل پاک می برند
از بهر قوت وقت سرانجام راه را
رشندلان ز شعلهٔ ادراک می برند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم وجود و زندگی افراد با ویژگیهای خاص میپردازد. شاعر اشاره میکند که زورآوران و قدرتمندان تنها چیزی جز خاک در زندگی به همراه ندارند. افرادی که لطافت و زیبایی را درک میکنند به فیض صبح گاه چشمانداز نورانی میرسند. در جایی که شادی و خوشبختی به دست میآید، از میوههای زندگی قرار میگیرند. پروانههای عاشق با نور یقین به حقیقت میرسند و در این راه آگاهی و درک را از شعلههای خود به همراه دارند. همچنین، مردان بزرگ با افتخار بر زمین میایستند و از قبل از مرگ به حقیقت زندگی دست مییابند. آنهایی که به یاد تو و عشق ورزی به تو هستند، از فیضهای زیادی برخوردارند. در نهایت، کسانی که دلهای پاک دارند، در زیر خاک به دریای رحمت میپیوندند و درک عمیق را از زندگی دریافت میکنند.