شمارهٔ ۵۶۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خامه ام گاهی به او گر نامه ای انشا کند
چون زبان کودکان در سالهایش واکند
چون سحر نور سعادت از جبینش لامع است
هر که شب را روز در اندیشهٔ فردا کند
مژده یاران کز وفور ناز امشب دور نیست
چشمش استغنا اگر در کار استغنا کند
می درد از تیره روزی پردهٔ ناموس عشق
شعله در شب خویشتن را بیشتر رسوا کند
پیش من نام خدا رعناتر از شاخ گلی است
دست خونریزی چون بهر کشتنم بالا کند
آنچنان کز شعله چشم شمع محفل می پرد
مضطرب دلهای ما را عشق بی پروا کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز احساسات عمیق و درونی شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به بیان عشق و اشتیاق خود میپردازد. او به کودکی و سادگی احساسات اشاره میکند و همچنین بر روشنی آینده و قدرت عشق تأکید میکند. در میان سختیها و چالشهای زندگی، عشق به عنوان نیرویی قویی و بیپروا معرفی میشود که میتواند دلها را تحت تأثیر قرار دهد و بر احساسات غلبه کند. در کل، این شعر دعوتی به عشق ورزی و امید به فرداست.