شمارهٔ ۵۷۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو من چون به سر شوخی انداز آمد
گلبن از شوق چو طاوس به پرواز آمد
سوی من شست گشاید چو کشد جانب غیر
چشمت از ناوک مژگان به چپ انداز آمد
مدتی رفتن و برگشتن او چون نگه است
تا خیال تو برفت از نظرم باز آمد
در جوابم گره افتاد زحیرت به زبان
نرگس پرفن او بسکه سخن ساز آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و زیبایی است. شاعر با توصیف سرو و گلبن به زیبایی محبوبش اشاره میکند که چون به او نظر میافکند، شوق و جاذبهی خاصی ایجاد میشود. همچنین به این موضوع میپردازد که در زمان جدایی، چشم او به سوی غیر میگردد و این امر باعث درد و گره خوردن زبانش از حیرت میشود. در نهایت، او به زیبایی و قدرت بیان محبوبش اشاره میکند که به خاطر جذابیتش، همواره سخنساز است.