شمارهٔ ۵۷۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
می توان صد عمر داد ناله و فریاد داد
آه از این کم فرصتی این عمر بی بنیاد داد
عاشقان زار را با قوت بازو چه کار
داد از دست اداهای تو ای فرهاد داد
جسم خاکی حجاب صورت معنی شود
این غبار راه هستی را توان بر باد داد
غنچه آسا هر که جویا دل به بند زر نهاد
آبرو را از پریشانی چو گل بر باد داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به کمبود وقت و مصنوعی بودن زندگی اشاره شده است. شاعر میگوید که با وجود صدای ناله و فریاد، عمر انسان محدود و بیپایه است. عاشقان و افرادی که به عشق و آرزو نزدیکند، در برابر زیباییهای سطحی و ظاهری ناتوانند. همچنین، جسم خاکی انسان مانع درک معنای عمیقتری از زندگی میشود و در نهایت، آنچه که زیباست و باید حفظ شود، گاهی به راحتی از دست میرود، مانند آبرویی که به هم ریخته میشود.