شمارهٔ ۵۷۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شکست از جوش غم بازار رنگم ناله پیدا شد
به خود پیچید آهم شعلهٔ جواله پیدا شد
سرشکم آب و رنگ خون حسرت گشت بیرویت
به خون غلتید آهم بیتو داغ لاله پیدا شد
تب عشقش ز بس بیتاب دارد خاطر جویا
نگاه گرم کردم بر لبش تبخاله پیدا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از غم و اندوه ناشی از جدایی از محبوب صحبت میکند. او نسبت به شرایط خود ناله میکند و آتش عشقش به شدت شعلهور است. چشمانش از گریه پر شده و حس حسرت را در وجودش حس میکند. همچنین، عشقش او را بیتاب کرده و با نگاهی به لبهای محبوبش، به شدت به عشق و شوق او پی برده است. در کل، این اشعار احساسات عمیق و دردناک عشق و فقدان را بیان میکنند.