نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۳ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود

این گره را ناخن تقدیر نتواند گشود

همچو سم گر پنجهٔ تدبیر نتواند گشود

عقده ای از رشتهٔ تقدیر نتواند گشود

شرمگین شوخ مرا از بسکه دربند حیاست

کلک مانی چهرهٔ تصویر نتواند گشود

چشم او همدست ابرو گشت در تسخیر دل

ملک را تنها همین شمشیر نتواند گشود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری دربارهٔ قدرت و تقدیر است. شاعر بیان می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند از زنجیر دل خود آزادی یابد و گره‌های تقدیر را بگشاید. او به این موضوع اشاره می‌کند که حتی با تدبیر و تلاش، نمی‌توان به راحتی بر مشکلات غلبه کرد. همچنین، زیبایی و جذابیت چهره‌ای خاص به قدری تأثیرگذار است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. در نهایت، اشاره می‌شود که چشم معشوق و ابرویش همچون شمشیری دل را تسخیر کرده و هیچ نیرویی نمی‌تواند این وضعیت را تغییر دهد.