شمارهٔ ۵۹۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم را گریه بر مژگان آتش بار می آرد
سرشکم راز پنهان را بروی کار می آرد
دل غمدیده را آخر هجوم گریه کند از جا
چو سیلابی که سنگ از دامن کهسار می آرد
ز بس لبریز او شد تنگنای خاطرم جویا
نفس از سینه ام بر لب پیام یار می آرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات احساسات عمیق خود را بیان میکند. اشکهایش به او یادآوری میکنند که دلش پر از غم و رازهای نهفته است. گریهاش به اندازهای شدید است که مانند سیلاب، تمامی احساسات را از او خارج میکند. این شدت احساسات به حدی است که میتواند پیامی از عشق و یاد یار را با خود به همراه داشته باشد.