شمارهٔ ۶۲۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از سخن یک جو نه بر قدر سخن پرور فزود
کی ز گوهر بر بهای رشتهٔ گوهر فزود
آه از غفلت که بر زنجیر طول آرزو
قامت خم گشتهٔ ما حلقهٔ دیگر فزود
رونق دیگر گرفت از عجز من بازار ناز
پیچ و تابم تیغ بیداد ترا جوهر فزود
اشک بر مژگان خونین جلوهٔ دیگر کند
رشتهٔ رنگین ما بر قدر این گوهر فزود
سایهٔ خط بر گل رویش قیامت کرده است
زلف بر هم خورده اش بر شور این محشر فزود
همچنان جویا که از زیور فزاید زیب حسن
حسن بالا دست او بر زینت زیور فزود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عواقب غفلت و خواستههای بشر میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، به تنهایی و عجز خود اشاره میکند و میگوید که آرزوها مانند زنجیری او را به زمین زدهاند. همچنین به زیباییهای ظاهری و درونی اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند بر زیبایی حقیقی بیفزاید. در نهایت، شاعر خواهان شناخت عمیقتر و بیشتر از زیباییها و حقیقت زندگی است.