شمارهٔ ۶۳۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
گل فیض از ریاض حسن زاهد چیدنی دارد
چرا می پوشی از حق چشم، باطل دیدنی دارد
که با چشم سخن گویت تواند بود همدستان
سرت گردم زبان ناز هم فهمیدنی دارد
گره بیگانه است از جبههٔ گل شوخ من واشو
چه گفتم غیر یک قربان شوم رنجیدنی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای عشق و ارتباط عاطفی سخن میگوید. او به گلویژگیهای خاصی اشاره میکند و از طرفی نگرانی خود را از عدم شناخت حقیقت بیان میکند. شاعر میگوید که عشق و ارتباط میتواند به فهم عمیقتری از یکدیگر منجر شود و در نهایت از فرایند قربانی شدن برای عشق و ارتباطی که در آن احساس رنج میکند، سخن میگوید.