شمارهٔ ۶۳۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیچ و خم مو را چو آن مشکین سلاسل میدهد
داد بیتابی دلم چون مرغ بسمل میدهد
محرم لب گشت پیغام دل از سعی زبان
هرچه آرد موج از دریا به ساحل میدهد
کامیابست آنکه میبندد کمر بر مطلبی
چشم او در کار دل بردن ز ما دل میدهد
میرسد از پهلوی خم ساغر و پیمانه را
آنقدر فیضی که دل را پیر کامل میدهد
در بلا خرسند دارد چرخ اهل درد را
برگ عیش عاشقان از پارهٔ دل میدهد
تخمی از اشک ندامت گر بیفشاندی به خاک
شاد زی من ضامنم جویا که حاصل میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عشق و درد و شادی میپردازد. شاعر از زیباییهای عشق و تأثیرات عمیق آن بر دل سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه عشق، دل را بیتاب میسازد و انسان را در جستجوی پیغامهای دل در میآورد. او همچنین به اهمیت تلاش و همت در رسیدن به مقاصد اشاره میکند و به فیض الهی که دل را پر از عشق و شعف میکند، میپردازد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در میان سختیها و بلاها، عاشقان شادابی خاصی دارند و حتی در دوران ندامت، امید به آینده و خوشحالی را از یاد نمیبرند.