شمارهٔ ۶۴۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هرکه در عشقت ز مژگان اشک نابش میچکد
غالبا خوناب خامی از کبابش میچکد
بر گل رویت نگاه شعلهآشامان عشق
اندکی گر پا بیفشارد گلابش میچکد
هرکه دارد گریهاش سامان آهی در گره
اشک از مژگان تر همچو حبابش میچکد
تشنهلب زخمی که من دارم در آغوش هوس
تیغ او را بس که میافشارد آبش میچکد
باده پیمایی که باشد ساقی کوثرپرست
فیض از دامان تر همچون سحابش میچکد
درس عشقی هر که جویا بیش میسازد روان
صاف منصوری ز اوراق کتابش میچکد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و عواطف شدید ناشی از آن است. شاعر به تأثیر عمیق عشق بر انسان اشاره میکند و میگوید که اشکهای عاشق به دلیل شور و شوق عشق چکیده میشود. همچنین از زیبایی چهره معشوق و احساساتی که در دل عاشق ایجاد میکند، میگوید. هر کس که در پی عشق است، مانند حبابی پر از اشک و آه در حال ظهور است. شاعر به درد و تشنگی ناشی از عشق اشاره میکند و در نهایت به این نکته میپردازد که عشق واقعی آموزههایی دارد که از دل کتاب عشق برمیخیزد.