شمارهٔ ۶۳۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کامت چو در شوی به خطرها همی دهند
در بحر غوطه زن که گهرها همی دهند
در فکر روزیانه مخور غم که هر سحر
از آفتاب زر به سپرها همی دهند
جایی که پردهٔ لب اظهار خامشی است
فریاد را چه مایه اثرها همی دهند
از سرد و گرم حادثه چون نخل سربلند
یکره زجا مرو که ثمرها همی دهند
آن سرگذشته ای که بجست از میان کار
روز جزا چه تاج و کمرها همی دهند
جویا دماغ ساغر عشقست شیرگیر
دلها همی برند و جگرها همی دهند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی چالشها و سختیهای زندگی میپردازد. او به فرد توصیه میکند که در مواجهه با خطرها، باید عزم راسخ داشته باشد و در تلاش برای دستیابی به ارزشها و سعادت، نباید ناامید شود. زندگی در هر صبح نویدبخش فرصتهای جدیدی را به همراه دارد و نباید به مشکلات روزمره فکر کرد. شاعر همچنین به اهمیت بیان و فریاد در برابر خاموشی اشاره دارد و بر لزوم ایستادگی در برابر ناملایمات تأکید میکند. در نهایت، او به عشق و آرزوهای دل اشاره میکند که باعث میشود انسان از زندگی لذت ببرد و جان تازهای بگیرد.