نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۱ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زموج چین توانی ساده کردن گر جبین خود

کشی چون آفتاب آفاق را زیر نگین خود

توانی در کمند وحدت آری خویش را آسان

پس زانوی عزلت گر نشینی در کمین خود

کند آن کس که از شب زنده داری چشم دل روشن

ید بیضا برون آرد چو شمع از آستین خود

به چشم خواب اگر ریزی نمک از صبح بیداری

توانی ساخت چون انجم فلک ها را زمین خود

مکافات عمل پشت لبش را سبز خواهد کرد

به آن زهری که از دشمنام دارد در نگین خود

زآشوب پریشان خاطری ها جمع کن خود را

که چون خرمن شوی سازی جهانی خوشه چین خود

به شوق عشق بازی خویشتن را زنده می دارم

کسی چون من نباشد در جهان جویا رهین خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توانایی‌های فردی و قدرت درونی انسان اشاره می‌کند. او می‌گوید که هر فرد می‌تواند با اتحاد و همبستگی خود، مشکلات را آسان کند و به موفقیت برسد. شاعر بر اهمیت بیداری و درک عمیق تأکید می‌کند و به این نکته می‌پردازد که با دقت و هوشیاری می‌توان به نتایج مثبتی دست یافت. همچنین، او به این حقیقت اشاره دارد که اقدامات ما، چه مثبت و چه منفی، در آینده تأثیر خواهند گذاشت. در نهایت، شاعر می‌گوید که تجربه عشق و زندگی به او انگیزه می‌دهد و هیچ‌کس دیگر مانند او در جستجوی حقیقت نیست.