نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۵ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

لب تو چون نمک نوشخند خواهد شد

صدای قهقههٔ گل بلند خواهد شد

چنین که گشته نمک پاش خنده لعل لبت

علاج درد دل دردمند خواهد شد

عجب که مهر به معراج حسن او برسد

شراره ای چقدرها بلند خواهد شد

دلم عبث نه به آن زلف عنبرین آویخت

به بام عرش برین زین کمند خواهد شد

چنین که گرمی خوی تو دلنواز من است

به بال ناله ز خویش این سپند خواهد شد

چنین که بندهٔ شاه ولایتی جویا

امید هست که کارت ز بند خواهد شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت لب‌های محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید هر بار که لب‌هایش می‌خندند، نوید شادی و شور را می‌دهند. خنده‌ی او، مانند نمک، طعمی شگفت‌انگیز دارد که می‌تواند درد دل‌ها را درمان کند. شاعر به زیبایی و مهر محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی، باعث شعله‌ور شدن عشق و شوق در دل او می‌شود. نهایتاً، شاعر به امید و آرزوی رهایی از بندهای عشق اشاره می‌کند و از فرد مورد نظر درخواست می‌کند که او را آزاد کند.