نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشاق همچو دل به بر شیر خفته اند

این قوم زیر سایهٔ شمشیر خفته اند

از برق تیغبازی تقدیر بی خبر

خامان به ناز بالش تدبیر خفته اند

جمعی که غافلند ز حق با وجود علم

با دیده های باز چو زنجیر خفته اند

آنها که گشته اند همه محو سرخ و زرد

در جامه خواب رنگ چو تصویر خفته اند

جمعی که دل نهاده بر آن طاق ابروند

از سر گذشته بر دم شمشیر خفته اند

اشعار عاشقانهٔ جویا ز جوش درد

مانند ناله در بر تأثیر خفته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و حالاتی که عاشقان تجربه می‌کنند، می‌پردازد. او می‌گوید که بسیاری از افراد در زیر سایه تهدید و خطر، همچنان به خواب غفلت فرو رفته‌اند و از حقیقت دورند. برخی در حالی که از واقعیت‌ها آگاهند، اما همچنان در خواب نادانی و بی‌خبری به سر می‌برند. شاعر همچنین به وضوح حالاتی از عشق و درد را توصیف می‌کند، که مانند ناله‌ای در دل آن‌ها تأثیر گذاشته است. به طور کلی، این شعر به تضاد بین آگاهی و غفلت در روابط عاشقانه و واقعیت‌های زندگی اشاره دارد.