شمارهٔ ۶۵۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
می به جام گل از آن رخسار زیبا ریختند
رنگ سرو از سایهٔ آن قد رعنا ریختند
خلوت دل روشن از فیض ریاضت می شود
شمع این بزم از گداز پیکر ما ریختند
خواستم تا در خیال آرم شکوه عشق را
چشم چون برهم زدم در قطره دریا ریختند
شرم افشای حقیقت مهر لب شد هر قدر
صاف منصوری به جام طاقت ما ریختند
خوش نگاهان امشب از هر جنبش مژگان شوخ
ترکش تیری مرا در سینه یکجا ریختند
روشن از کیفیت معنی است بزم اینجا، مگر
از گداز شیشهٔ دل شمع مینا ریختند
کم کسی از آن حسن نیم رنگش آگهست
معنیی بود اینکه جویا در دل ما ریختند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که چگونه عشق و زیبایی او تأثیر عمیقی بر دل و جان او دارد. او با استفاده از تصاویری زیبا از می و بزم، احساسی عمیق از عشق و زیبایی را منتقل میکند. در این بزم، شمع و می و دل به هم آمیخته شدهاند و تأثیر عاطفی عمیقی بر شاعر گذاشتهاند. همچنین، شاعر به شرم و راز عشق و مشکلات در ابراز آن اشاره میکند و از احساساتی نظیر شوق و درد در دل خود سخن میگوید. در نهایت، او به محدود بودن درک دیگران از زیبایی معشوق و عشق اشاره میکند.