نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را

زنقد و جنس خالی ساختم گنجینهٔ خود را

بیفزاید به قدر محنت و غم رتبهٔ دلها

یکی صد می شود چون بشکنی آیینهٔ خود را

زلب بر لب نهادن کی تسلی می شوم ساقی

سرت گردم دمی بر سینه ام نه سینهٔ خود را

مکن تکلیف صهبا ساقی ارباب مروت را

چسان بیرون کنم از دل غم دیرینهٔ خود را

جدا از هم توان کردن اگر خارا و آتش را

توان برد از دل سخت تو بیرون کینهٔ خود را

نخواهد دوش تجریدت لباسی غیر عریانی

زتن جویا بیفکن خرقهٔ پشمینهٔ خود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردهای درونی خود صحبت می‌کند. او با اشک و آه سینه‌اش را خالی کرده و می‌کوشد تا از غم و محنت خود کم کند. به‌ نظر او، هر چه بیشتر غم و زحمت تحمل کند، دلش قویتر می‌شود. شاعر به ساقی می‌گوید که لبخند و نوشیدنی نمی‌تواند دردهایش را تسکین دهد و از او می‌خواهد که غم دیرینه‌اش را از دلش برگرداند. او همچنین اشاره دارد که نمی‌توان احساسات منفی را به‌راحتی از بین برد و برای رهایی از آنها باید سختی‌ها را تحمل کند. در نهایت، شاعر به تجرید و عریانی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از قید و بندهای دنیوی رها شود.