شمارهٔ ۶۷۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خط به گرد عارضش گرد شمیم گل بود
سبزهٔ پشت لبش موج نسیم گل بود
لفظ و معنی در لبش با یکدگر جوشیده اند
همچو رنگ و بوی گل کاندر حریم ل بود
می کند هر کس ز سیر باغ استشمام فیض
فیض عامی لازم طبع کریم گل بود
از وفاداری شعار دلبری را تازه کن
ورنه بودن بی وفا طور قدیم گل بود
از مصاحب می توان بر حال هر کس راه برد
با تو جویا همنشین بلبل ندیم گل بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت وجود یک معشوقه میپردازد که همچون گل، لبخندی دلنشین و عطری خوش دارد. او از ارتباط زیبای لفظ و معنی در کلام معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این زیبایی تنها به او تعلق ندارد، بلکه هر کسی میتواند از حضور و مهربانی او بهرهمند شود. شاعر همچنین به وفاداری اشاره میکند و میگوید که در absence وفاداری، زیباییها به گونۀ قدیم باقی میمانند. در نهایت، او به همراهی و همدلی میپردازد و میگوید که میتوان از دوستی با او، حال دیگران را درک کرد.