شمارهٔ ۶۷۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو انگشتان نایی دایما در رقص می آید
سرانگشت طبیب از جستن نبضم نیاساید
برای ما و خود در فکر خودسازی نمی افتد
مگر خودرای من بهر خدا خود را بیاراید
به اغوای طمع هر کس شود آبستن مردم
حذر از صحبتش اولاست کز وی فتنه ها زاید
نیارد مصقل ماه نوش از تیرگی بیرون
چنین گر از دلم آن تیغ ابرو زنگ برباید
نشاید غیر یاد وصل او دیگر تمنایی
لبش جویا به کام دل مکیدن باید و شاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و خودسازی اشاره دارد. شاعر از رقص انگشتان نایی و تلاش طبیب برای نبضگیری صحبت میکند و بر اهمیت خودسازی تأکید میکند. او هشدار میدهد که باید از صحبت با افرادی که طمع در دل دارند دوری کرد، زیرا از آنها فتنهها برمیخیزد. شاعر اشاره میکند که نمیتوان زیبایی را از تیرگی پنهان کرد و فقط یاد عشق واقعی و وصل را باید در دل داشت. در نهایت، او به اشتیاق و تمایل به لب معشوق اشاره میکند.