شمارهٔ ۶۷۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دست خواهش تا توان از مدعا باید کشید
خویش را در سایهٔ بال هما باید کشید
تلخ و شیرین تا به کام خواهشت یکسان شود
ساغر لبریز تسلیم و رضا باید کشید
در سواد هند خوش در کشمکش افتاده ایم
ناز منعم بیش از ابرام گدا باید کشید
می سراید چشم او در هر مژه برهم زدن
پردهٔ ناموس بر روی حیا باید کشید
که خدنگ آه از دل گه کمان ناز یار
با وجود بی دماغیها چها باید کشید
دسترس خواهی اگر جویا به کام نشأتین
پای در دامان صبر و انزوا باید کشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و تجربیات انسانی از جمله آرزوها، تسلیم، و کشمکشهای درونی میپردازد. شاعر به ما توصیه میکند که برای رسیدن به خواستههایمان، باید تلاش و صبر کنیم و دمی از جستجوی آنها دست نکشیم. همچنین، اشاره به تلخی و شیرینی زندگی کرده و نشان میدهد که باید با پذیرش واقعیتها، به آرامش و تسلیم در برابر سرنوشت دست یابیم. نمادهای عشق و ناز محبوب نیز در این شعر به تصویر کشیده شدهاند و شاعر به مخاطب یادآوری میکند که زندگی پر از چالشهاست و برای رسیدن به خواستهها باید طاقت و دوری از شلوغیها را پیشه کرد.