شمارهٔ ۶۹۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
اشک ما موج شراب دل بود
آه ما دود کباب دل بود
خالهای عارض او جا به جا
نقطه های انتخاب دل بود
سرمه و خال است باب چشم و روی
درد بی اندازه باب دل بود
می تواند لوح دل آیینه بود
جوهرش گر اضطراب دل بود
آنکه دندان بر جگر افشرده است
در فقیری کامیاب دل بود
زین غزل دانم که جویای ترا
آشنایی با کتاب دل بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و دردهای دل میپردازد. اشک و آه شاعر نماد غم و اندوه است و خالهای صورت معشوق نشانی از انتخابهای عاشقانه دارند. دل به عنوان یک آینه و تابش احساسات در آن معرفی شده است و دردهای عاشقانه بینهایت توصیف میشوند. در نهایت، شاعر از عشق و جستجوی معشوق در دلش سخن میگوید و این جستجو را نوعی آشنایی با ذات دل میداند.