نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

اشتیاقم جام می را جان تصور می کند

هر خمی را چشمهٔ حیوان تصور می کند

در غم عشق آنکه دندان بر جگر افشرده است

خون دل را نعمت الوان تصور می کند

آنکه باشد مستی اش از ساغر سرجوش غم

چشم گریان را لب خندان تصور می کند

هر که کوشد در سرای تن پی تکریم جان

صاحب این خانه را مهمان تصور می کند

هر کرا با عالم ارواح باشد نسبتی

تنگنای چشم را زندان تصور می کند

هر که چون مجنون ما در کار از خود رفتن است

دشت را سیل سبک جولان تصور می کند

هر که تن داده است چون جویا بتسلیم و رضا

دردها را نوعی از درمان تصور می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده احساسات عمیق شاعر درباره عشق و زندگی است. شاعر به تصویرسازی‌های ذهنی و تخیلات خود اشاره می‌کند که به واسطه آن‌ها، واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی را به شکل‌های متفاوتی می‌بیند. او از اشتیاق به محبت و عشق سخن می‌گوید و نوعی نهادینه شدن دردها و رنج‌ها را به عنوان بخشی از زندگی می‌بیند. به علاوه، دقت و توجه به جزئیات استعداد ذهنی انسان را برای تبدیل ناکامی‌ها به نتایجی مثبت و زیبا نشان می‌دهد. در نهایت، شاعر بر اهمیت دیدگاه مثبت و زیبایی‌شناسانه به مشکلات و چالش‌ها تأکید می‌کند.