شمارهٔ ۷۱۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگر
بی فکر تو باطل بود اندیشهٔ دیگر
صهبای مجازم ندهد نشئه که باشد
کیفیت مستان تو از شیشهٔ دیگر
کی قطع نظر از تو توانم که دواندست
از هر مژه چشمت به دلم ریشهٔ دیگر
لبریز خیال تو ز بس گشته، نگنجد
در غمکدهٔ سینه ام اندیشهٔ دیگر
ناخن گره از کار تو جویا نگشاید
بر سینه قوی تر زن از این تیشهٔ دیگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وابستگی عمیق شاعر به معشوقش صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که زندگی و اندیشهاش بدون یاد معشوق بیمعنا و باطل است. او اشاره میکند که حتی نوشیدنی مستیبخش نیز نمیتواند حس و حال مستانه معشوق را القاء کند. همچنین بیان میکند که جدا از معشوق نمیتواند به زندگی ادامه دهد و احساس میکند که افکارش در حال باری از غم است. در نهایت، شاعر میگوید تلاشهایش برای رسیدن به معشوق بینتیجه مانده و نمیتواند از عشق او رهایی یابد. در مجموع، این شعر تجلی عمیق عشق و وابستگی است.