نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۰ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از گل داغ جنون دارم بهاری در نظر

باشدم از اشک گلگون لاله زاری در نظر

بعد ازین چشم تو هم نامحرم رخسار تست

چون حیا دارد نگاهت پرده داری در نظر

عندلیب دل چو اشکم بر سر مژگان بود

از خیال گلرخی دارم بهاری در نظر

پیکرم از درد هجر او نمی دانم چه شد

خواب می بینم که می آید غباری در نظر

قرة العین جهان از مردمی جویا تویی

همچو نور چشم داری اعتباری در نظر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی صحبت می‌کند و تصویری زیبا از احساسات خود را به نمایش می‌گذارد. او به گل‌هایی که بهاری در احساسی دارند اشاره می‌کند و از اشکی که به خاطر عشق می‌ریزد، سخن می‌گوید. همچنین، به نگاه معشوقش که حالا نامحرم شده اشاره می‌کند و می‌گوید که این نگاه حیا دارد. شاعر در ادامه به یاد عشق خود، اشک می‌ریزد و از درد جدایی رنج می‌کشد، به طوری که خواب‌هایی خوب از معشوقه‌ای با زیبایی خیره‌کننده می‌بیند. در نهایت، او معشوقه‌اش را به عنوان نور چشم خود و معتبرترین موجود در زندگی‌اش معرفی می‌کند.