شمارهٔ ۷۱۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی جلوهٔ روی تو نظر بسته نکوتر
راه نگاه دیدهٔ تر بسته نکوتر
ناداری ما به بود از بخل توانگر
دست تهی از کیسهٔ سربسته نکوتر
افتد به جهان شور ز شیرینی حرفت
ای پسته دهن نطق تو بر بسته نکوتر
بی دیدن دیدار تو چون دیدهٔ ساغر
راه نظر از خون جگر بسته نکوتر
جویا مکن از جور فلک شکوه که خان گفت:
«نگشودن این حقهٔ سربسته نکوتر»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر میگوید که زیبایی چهره تو چنان حیرتانگیز است که هیچ نظری نمیتواند به آن برسد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی در شرایط فقر و کمبود، بودن در کنار تو ارزشمندتر از ثروت است. شاعر به تأثیر کلام معشوق بر روح و دلش میپردازد و میگوید که دیدار تو برای او همچون نوشیدن شراب است. در پایان، از شکایت از سرنوشت خود پرهیز میکند و بر رازهای نهان زندگی تأکید میکند.