شمارهٔ ۷۱۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وار
باشد شمیم گریهٔ تلخم گلاب وار
یکدم ذخیره ای است برای تمام عمر
گردآوری کنی چو نفس را حباب وار
با هر که معنیی بود از اهل روزگار
گیرد کنارهٔ نقط انتخاب وار
از هر که با تو گشته معاشر، حساب گیر!
نبود وجود دورنما را سراب وار
ترسم مباد آتش جویا شود خموش
از بس گریست با همه اعضا کباب وار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درد فراق و هجران میپردازد و احساسات خود را از جدایی با معشوق بیان میکند. او گریه و اندوه خود را به سحاب و گلاب تشبیه میکند و میگوید که این درد و اندوه برای او به اندازهی عمرش ذخیره شده است. شاعر توصیه میکند که باید با کسانی که آشنایی و معنی دارند، ارتباط برقرار کرد و از افراد دور و بیفایده دوری جست. همچنین، او نگران است که آتش عشق به خاموشی گراید، چرا که از شدت گریه و اندوه به حالت کباب درآمده است.