نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲۲ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانه‌ای کمتر

وگر بر باد شد خاکسترش پروانه‌ای کمتر

به پیش مستی چشمش که یارب باد روزافزون

بود سامان صد میخانه از پیمانه‌ای کمتر

نثار دوست کن گر نیم جانی در بدن داری

ز همت دور باشد بودن از پروانه‌ای کمتر

ز جوش درد بی‌او خون دل در دیده‌اش گردد

تو ای بی‌درد تا کی باشی از پیمانه‌ای کمتر

به چشم آنکه باشد خاطرش معمور دلتنگی

بود وسعت سرای عالم از ویرانه‌ای کمتر

ز بس لبریز درد عشق خوبان گشته‌ام جویا

به گوشم قصهٔ مجنون بود افسانه‌ای کمتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عمق و شدت عشق و درد ناشی از آن است. شاعر در آن بیان می‌کند که اگر دل دیوانه‌ای در سوز عشق بسوزد، کمتر از پروانه‌ای که بر خاکستر خود می‌چرخد، نیست. او به مستی چشم معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی و خوشی‌های او کمتر از سال‌ها زندگی در میخانه نیست. شاعر همچنین به فداکاری برای دوست صحبت می‌کند، حتی اگر تنها نیمی از جان در بدن داشته باشد. او به درد و رنج ناشی از دوری از محبوب اشاره می‌کند و از کسی که بی‌درد است می‌پرسد که چرا از سر شوق خود کمتر از پیمانه‌ای برای عشقش نمی‌ریزد. در نهایت، شاعر به داستان افسانه‌ای مجنون اشاره می‌کند و می‌گوید که پر از درد عشق خوبان است و از بزرگی و وسعت دنیای عشق و دلتنگی حرف می‌زند.