نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۶ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

دلم از هجر تو خون است امروز

آفت صبر و سکون است امروز

لبی از بادهٔ لعلی ترکن

نوبهار است و شکون است امروز

عالم از جلوهٔ رنگین هوا

محشر بوقلمون است امروز

تا چه آرد به سر ما فردا

توسن نفس حرون است امروز

نقد داغی به کف آور جویا

روز بازار جنون است امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد جدایی و فراق معشوق سخن می‌گوید. او حس می‌کند که امروز روز غم و عدم آرامش است و دلش از این جدایی خون است. شاعر به دوستی از باده‌ای خوشمزه می‌طلبد و اشاره می‌کند که امروز زمان شکوفایی و زیبایی است. او به زیبایی‌های عالم و حال ناپایدار مردم اشاره می‌کند و می‌گوید که اکنون روزی پر از هیجان و عشق است. شاعر در انتها بر این مساله تأکید می‌کند که امروز بازاری از جنون و عشق است و نمی‌داند فردا چه سرنوشتی در انتظارش است.