شمارهٔ ۷۴۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مستان پی گلگشت چمن می رسد امروز
نازش به گل و سرو و سمن می رسد امروز
دور است که لب تشنهٔ خون دل خلق است
آن طفل که دستش به دهن می رسد امروز
بر غنچهٔ گل در چمن از بسکه خموشی
گر لعل تو بگرفت سخن می رسد امروز
مایل به ترنج مه و خورشید نباشد
دستی که به آن سیب ذقن می رسد امروز
هرگز نرسیده است زخورشید زمین را
فیضی که ز روی تو به من می رسد امروز
غافلی مشو از «فضل علی بیگ» که جویا
از تازه جوانا به سخن می رسد امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و لذتهای طبیعت میپردازد و بیانگر وصف حالتی است که در آن زیباییها و موارد دلانگیز در دنیای امروز نمایان میشود. شاعر به معانی عمیقتری از عشق و محبت نیز اشاره دارد، با تصویرسازی از گلها و میوهها، به نوعی شادی و روح زندگی را تجلیل میکند. او همچنین به فضل علی بیگ و اهمیت تماشای جوانی و سخن گفتن از آنها اشاره میکند. به طور کلی، امروز روزی است پر از زیبایی و احساسات دلانگیز.