شمارهٔ ۷۵۱ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
غنچه از دلبستگی گردیده پنهان در لباس
مفت آزادی که چون سرو است عریان در لباس
تا به کی خواهی کشیدن چادر عصمت به روی
صبح را تا کی بود خورشید تابان در لباس
زیب ارباب گهر عریان تنی باشد چو مهر
ماه از بی جوهری گردیده پنهان در لباس
از دو دامن پوش خوبان، رشک گلزار است هند
همچو گل نازک نهالانند عریان در لباس
ظاهرآرایی است کار اینجا، نه معنی پروری
خوبی هند است جویا بیش از ایران در لباس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تضاد بین ظاهر و باطن انسانها و زیباییها میپردازد. شاعر به غنچهای اشاره میکند که در دلبستگی پنهان شده و آزادی واقعی را در عریانی و عدم پوشش میبیند. او به چادر عصمت اشاره میکند که مانع ظهور حقیقت میشود و از زیباییهای واقعی میگوید که در زیر لایههای ظاهری پنهان شدهاند. شاعر همچنین به زیباییهای طبیعی و انسانی اشاره میکند و معتقد است که ظاهرآرایی و تظاهر در این دنیا بیشتر از واقعیت وجود دارد. در نهایت، او به زیباییهای هند اشاره میکند و میگوید که این زیباییها حتی بیشتر از ایران در لایههای پنهان خود قابل مشاهدهاند.