نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴۹ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

معنیی گر هست با رند می آشام است و بس

چشم بیداری و به عالم گر بود جام است و بس

جاده ها دور از خرامش سینه چاک افتاده اند

کامیاب از پای بوس او لب بام است و بس

بهر دولت بگذرانی از چه بی آرام عمر

دولتی گر هست عمر من در آرام است و بس

قامتش از شیوه های دلبری مجموعه ایست

سرو را رعنایی از بالای اندام است و بس

باده نوشی بیشتر دل را گرفتارت کند

خط جام امشب به چشمم حلقهٔ دام است و بس

سعی بیجا خلق را قفل در روزی بود

بستگی در کارها جویا ز ابرام است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به معانی عمیق عشق، زندگی و زیبایی می‌پردازد. او می‌گوید که اگر عشق و شراب وجود داشته باشد، همین کافی است. چشم بیدار و آگاهی کافیست که به عالم نگاه کنیم. در جاده‌های زندگی که دور از آرامش هستند، تنها با سجده بر پای محبوب می‌توان کامیابی را یافت. به جای صرف کردن عمر در بی‌دلی و ناآرامی، باید آرامش را جستجو کرد. قد و قامت محبوبش به قدری زیباست که می‌تواند به سرو رعنایی تشبیه شود. همچنین می‌گوید که نوشیدن باده دل را به دام می‌اندازد و در نهایت تاکید می‌کند که تلاش بیهوده فقط می‌تواند انسان را گرفتار سازد و باید در کارها به مسیری درست توجه کرد.