شمارهٔ ۷۵۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بی تو ساغر لخت دل چون لاله دارد در کفش
قطرهٔ می سوزش تبخاله دارد در کفش
کرده گلچین سخت بیرحمانه تاراج چمن
چون جرس هر غنچهٔ گل ناله دارد در کفش
نور مه بخشید عکس عارض او باده را
خط جام امشب نمود هاله دارد در کفش
عارضت تا در چمن آتش فروز رشک شد
گل ز هر برگی جگر پرکاله دارد در کفش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس عمیق عشق و دلتنگی را بیان میکند. شاعر در غیاب معشوق خود، دلش را مانند ساغری خالی و بیمحتوا میبیند. احساسات دردناک و سوزانی که در او ایجاد شده، شبیه به قطرههای میسوزان در دلش است. او به زیبایی زندگی و گلها اشاره میکند و میگوید که گلها نیز به خاطر عشق او آسیب دیدهاند و صدای نالهشان را میتوان حس کرد. همچنین، وجود محبوبش به مانند نوری است که باده را زیباتر کرده و در دل شاعر اثر گذاشته. در نهایت، زیبایی و آتش عشق معشوق باعث حسرت و رنجش گلها شده است.