شمارهٔ ۷۵۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا یاد ترا کرده دلم راهبر خویش
پر در پر عنقا بپریدم ز بپریدم ز بر خویش
تا بام قفس قوت پرواز ندارم
شرمنده ام از کوتهی بال و پر خویش
پیوند سرین را به میان تو چو بیند
عاشق بود ار کوه نبندد کمر خویش
یکبار به گرد سر او گشتم و چون شمع
گردم همهٔ عمر به قربان سر خویش
جویا شده ام واله این مصرع سالک
«طاووس اسیر است به گلدام پر خویش»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تمایل به رهایی و دلبستگی به معشوق است. شاعر به احساس شرم و ناامیدی از محدودیتهای خود اشاره میکند و تشبیهاتی به پرنده و قفس استفاده میکند. او بر این نکته تأکید دارد که عشق میتواند انسان را به اوج برساند، حتی اگر در شرایط دشواری باشد. در نهایت، شاعر با بیان اینکه طاووس به زیباییهای خود وابسته است، به اسارت و در عین حال زیبایی عشق و وجود اشاره میکند.