شمارهٔ ۷۵۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با صدانداز نشست آن بت رعنا در پیش
غم پس سر شد و بگرفت قدح جا در پیش
راه سر منزل وارستگی از حد دور است
توسن سعی زبون دشت تمنا در پیش
کشتهٔ ناز تو بر عمر خضر ناز کند
دم تیغ تو بود از دم عیسی در پیش
پرش رنگ به گرد رم ما پی نبرد
نیس دل در ره رفتن زخود از ما در پیش
منصب دولت از او شهرت عزت از ما
وحشت ما بود از وحشت عنقا در پیش
صد جهان غم به دل تنگ تو گنجد جویا
تنگی دل بود از وسعت دنیا در پیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف احساسی عمیق و پیچیده پرداخته است. شاعر با اشاره به عشقی عمیق و دردهای ناشی از آن، میگوید که غم و اندوه به همراه زیبایی (بت رعنا) در کنارش است. او راه رسیدن به رهایی را دشوار میداند و بیان میکند که عشق او جانشینان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در عین حال، شاعر به وحشت از تنهایی و غم سنگین در دل اشاره میکند، و به این نتیجه میرسد که محدودیتهای زندگی و وسعت دنیا علت تنگی دل اوست. به طور کلی، این شعر به تضاد میان عشق، غم و زیبایی پرداخته است.