شمارهٔ ۷۵۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
چکد رنگ از حیا چون قطره های می ز رخسارش
به صحرایی که از خود رفتن ما خضر ره باشد
بلندی های همت می دهد یادی ز کهسارش
به گلشن بی تو گر بلبل ببیند پیچ و تابم را
شود خون و چکد مرغوله خوانیها ز منقارش
کنی نام من سرگشته گر نقش سلیمانی
به چرخ آید مثال شعلهٔ جواله زنارش
ندانم اینقدر خشکی چرا می بارد از زاهد
رگ ابری سفیدی نیست گر هر پیچ دستارش
قناعت چون بیارایید دکان خودفروشی را
به نقد تنگ دستی می شوم جویا خریدارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیباییها و طراوت طبیعت و عشق و دلتنگی شاعر است. شاعر از زیبایی معشوق و اثر آن بر دلش میگوید، و تأثیر حضور او را بر زندگی و احساساتش توصیف میکند. همچنین به ناآرامی و سردرگمی خود اشاره میکند و از قناعت و کمبودهای زندگی سخن میگوید. در نهایت، شاعر احساس میکند که به دنبال خریداری برای کمبودها و آرزوهایش است. به طور کلی، شعر ترکیبی از زیباییهای طبیعی و درونی، عشق، دلتنگی و تنگدستی را به تصویر میکشد.