شمارهٔ ۷۶۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نشست و کان کیفیت ازو شد بزم رنگینش
بدخشان می لعلی بود کهسار تمکینش
دل بیمار عشقت را مپرس از صبر و تسکینش
که شد از بیکسی های گرمی تب شمع بالینش
رخش شد محفل آرا شمع را بردار از این مجلس
که باشد چون رگ یاقوت عیب بزم سنگینش
شب هجر تو دشمن خوا باشد چشم گریانم
دهد مژگان بهم سودن فشار چنگ شاهینش
اگر نه تلخی صهبای دوشین مصلحش گشتی
زدی جان را بجای دل تبسم های شیرینش
چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او
که گردد خار پیراهن عبیر بوی نسرینش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن به وصف زیباییها و حال و هوای عاشقانه پرداخته شده است. شاعر به محفل شاد و رنگین اشاره میکند و دلتنگی و درد عشق را با صبر و آرامش مقایسه میکند. تصویر شمعی که به خاطر محبوبش افروز است و همچنین عواطف و احساسات عاشقانهای که به شدت تحت تأثیر معشوق قرار دارد، در این شعر گنجانده شده است. شاعر از تلخیهای عشق و لذتهای آن سخن میگوید و در نهایت به احساسات عمیق و لطیف خود در کنار محبوب اشاره میکند.