شمارهٔ ۷۶۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش
غافل زحالم ای ز خدا بیخبر مباش
ترسم به جادهٔ رگ سنگ افتدت گذار
مانند نیشتر همه جا خیره سر مباش
بینی به روی هر که نگاهش به سوی تست
مانند شمع بزم پریشان نظر مباش
یک ره ز رفتن پدرانت حساب گیر
مغرور پنج روزه حیات ای پسر مباش
رنگ پریده سنگ ره رفتن از خود است
یعنی رفیق همره کاهل سفر مباش
جویا بنای قصر عمل را دهد به آب
مغرور اشک ریزی مژگان تر مباش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به صورت یک هشدار و توصیه به خواننده است. شاعر از او میخواهد که در برابر دنیا و مشکلات آن غافل نشود و همواره هوشیار باشد. او اشاره میکند که در زندگی باید به عواقب کارها توجه کند و مغرور زندگی زودگذر نشود. همچنین، به اهمیت رفاقت و همراهی در سفرها میپردازد و به خواننده توصیه میکند که در انتخاب دوستان دقت کند و از کسانی که اهتمام لازم را ندارند، دوری کند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که باید در تلاش برای ساختن زندگی و آینده خود، فعال و شایسته عمل باشد.