شمارهٔ ۷۶۶ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چنان کز قهر او مانند صهبا آب شد آتش
چو جام باده از لطفش گل سیراب شد آتش
سرت گردم چه باشد اینکه در پیمانه می ریزی
ز خوی گرمت آتش آب شد، یا آب شد آتش
زبان اضطراب شمع یعنی شعله می گوید
زعکس آفتاب عارضی بیتاب شد آتش
فکمند افسانهٔ سوز و گدازم شور در عالم
میان سنگ آندم کز شرر در خواب شد آتش
ز فیض عکس رخساری بود جویا در این دریا
به رنگ شعلهٔ جواله گر گرداب شد آتش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر عشق و جذابیت معشوق بر احساسات شاعر است. شاعر به تشبیه آتش و آب اشاره میکند و بیان میکند که عشق میتواند باعث تغییرات عمیق در وجود انسان شود. به خصوص اثرات محبت و زیبایی معشوق باعث شعلهور شدن آتش عشق در دل او میشود، به طوری که اضطراب و شورش را به تصویر میکشد. در نتیجه، شاعر در جهان عشق و زیبایی غرق شده و بیتابی او نشاندهنده سوز و گداز ناشی از این عشق است.