شمارهٔ ۷۶۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به گلزاری که در رفتار آید سرو موزونش
برافرازد پی نظاره قامت بید مجنونش
که نظاره از بس نازکی مژگان بهم سودن
کم از دندان فشردن نیست بر لبهای میگونش
زده بر گوشهٔ دامان محشر تکیهٔ راحت
مباش ایمن شهید عشق را خوابیده گر خونش
اگر با جعد مشکین تو سنبل همسری جوید
کند مانند بوی گل نسیم از باغ بیرونش
ز درد دل اگر جویا نمایم نکته ای انشا
شود خون و چکد از هر شکنج نامه مضمونش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت فردی خاص اشاره دارد که همچون گلزاری دلفریب، رفتار و شکوه خاصی دارد. شاعر به تحسین قامت آن شخص پرداخته و نازکی مژگانش را ستایش میکند. همچنین، به خطراتی که ممکن است از عشق ناشی شود، اشاره میکند و بیان میکند که عشق میتواند خطرناک باشد، حتی اگر ظاهراً آرامش به نظر برسد. در نهایت، شاعر به عواطف درونی و دردِ عشق اشاره میکند و میگوید که اگر بخواهد از این درد بگوید، احساساتش به وضوح بیان میشود.