نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶۷ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل به عشق از بستگی وا می شود غمگین مباش

عاقبت این قطره دریا می شود غمگین مباش

نقد جان بیعانهٔ یک بوسه زان لعل لب است

شاد زی ایدل که سودا می شود غمگین مباش

در حصول مدعا بیتابیی در کار نیست

گر نشد امروز فردا می شود غمگین مباش

عیش خود را تلخ از زهراب نومیدی مکن

کام دل آخر مهیا می شود غمگین مباش

گر نشد کام دلت حاصل مشو در اضطراب

صبر در کار است جویا! می شود، غمگین مباش!‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر شاعر به عشق و امید اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید از محبت و آرزوها ناامید و غمگین باشیم. او می‌گوید که عشق و ارتباط عمیق، حیات را به معنای واقعی زیبا می‌کند و حتی اگر در لحظه‌ای به نتیجه نرسیدیم، باید صبر کنیم چون در آینده ممکن است به خواسته‌هایمان برسیم. در نهایت، شاعر ما را به شاد زیستن و دوری از نگرانی‌های بی‌موقع دعوت می‌کند و یادآور می‌شود که خوشبینی و صبر از ضروریات عشق هستند.