شمارهٔ ۷۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
به خاک افکنده این زال کهن چندین تهمتن را
چراغان کرده از شمع مزار کشتگان هر سو
تو چون از جوش رعنایی کشی بر خاک دامن را
چه ترسی از حوادث چون توسل با خدا جستی
که با فانوس نبود احتیاجی شمعی ایمن را
نگردانیده برگرد سر خود دورم اندازد
چه اقبال ست یا رب طالع سنگ فلاخن را
نهان در گرد کلفت می شود آیینه از آهی
مکدر می کند اندک غمی دلهای روشن را
غمم بسیار شد وقتست اگر برداری ای ساقی
به زور باده از روی دلم این کوه آهن را
مددجو در حوادث دایم از آل عبا جویا
ز صرصر آفتی نبود چراغ زیر دامن را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و نگرانیهای شاعر درباره مشکلات و حوادث زندگی میپردازد. شاعر در ابتدا به قدرت و تواناییاش اشاره دارد و سپس به ذکر رنج و مصیبتهایی که بر سر مردمان آمده است، میپردازد. او بر این باور است که با تکیه بر خدا، ترسی از حوادث ندارد و میتواند با نور ایمان، هر تیرگی را روشن کند. شاعر از غم و اندوه فراوانش میگوید و به ساقی درخواست میکند تا با بادهای او را از این غمها رهایی بخشد. در نهایت، او به اینکه در مواقع سختی به اهل بیت پیامبر کمک جسته و از آنها یاری میطلبد، اشاره میکند.