شمارهٔ ۷۸۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بود لبریز صهبای لطافت ساغر رنگش
زند پهلو بموج نکهت گل جوهر رنگش
بچشم کم مبین سیمای دردآلود عاشق را
که باشد آتشی پنهان ته خاکستر رنگش
چه نسبت شمع گل را با فروغ حسن رخسارش
شود در بلبل و پروانه خونها بر سر رنگش
چنان کز آفتاب آیینهٔ مه را جلا باشد
بود پیماهٔ سرشار می روشنگر رنگش
بزور پرتگالی زادهٔ بیباک یعنی می
فرنگ حسن را تسخیر کرده کافر رنگش
گوارا باد صاف غم کسی را کز ضعیفی ها
شکست آماده باشد در پریدن شهپر رنگش
زبان شکوهٔ جویا مرصع خوان شکر آمد
چو یاقوت سرشکش شد نمایان بر زر رنگش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و لطافت عشق و معشوقه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر بصری و استعارات مختلف، احساسات عمیق را به تصویر میکشد. او میگوید که اگرچه چهره عاشق پر از درد است، اما در دلش آتش عشق پنهان است. همچنین به ارتباط و تضاد بین زیبایی معشوق و شمع و پروانه اشاره میکند و زیبایی او را به آفتاب و آینه تشبیه میکند. در نهایت، شاعر از غم و رنج ناشی از ضعف یاد میکند و به شکوه عشق اشاره دارد که بار دیگر با استفاده از یاقوت و زر، جلوهای زیبا از احساسات خود را نشان میدهد.