شمارهٔ ۷۸۲ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بهره از یاری یاری نیستش
هر که طبع بردباری نیستش
هر که دل در زلف یاری نیستش
یک سر مو اعتباری نیستش
هر که ترک بندگی کرده شعار
گوئیا پروردگاری نیستش
شاهد دنیا جمالش دلرباست
لیک رنگ اعتباری نیستش
بوی خامیش از کباب دل نرفت
آنکه آه شعله باری نیستش
بی نصیب از کاو کاو آنمژه است
هر که در دل خارخاری نیستش
مشت خاکم ما بباد آه رفت
بر دل از جویا غباری نیستش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان ناچیز بودن ارزشها و زیباییهای ظاهری میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که هر چیزی که درونش خلوص و بردباری نباشد، بیمعنا است. او میگوید که عشق واقعی و بندگی پروردگار اهمیت بیشتری دارد و زیباییهای ظاهری فقط فریبنده هستند. در نهایت، شاعر به بیپایه بودن ظواهر و آثار دنیایی اشاره میکند و به جستجوی درون و حقیقت میپردازد.