شمارهٔ ۷۸۴ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار آمد خرامان دوش بر دوش نشاط
داد گلبن را بکف جامی ز سر جوش نشاط
خندهٔ بی اختیار گل ز هوشش برده است
سینه می مالد چمن بر خاک از جوش نشاط
همچنان کز خاک روید غنچه ای پهلوی گل
در چمن دل را کشد شادی در آغوش نشاط
گشته در گلشن ز فیض ساقی ابر بهار
لاله مست خرمی و گل قدح نوش نشاط
نه همین رعناست مست خرمی از جام گل
زعفرانی پوش زیبا گشته بیهوش نشاط
دور ازو جویا، کشد خمیازهٔ حسرت چمن
نیست گل را مانده باز از خنده آغوش نشاط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بهاری به زیبایی طبیعت و شادابی آن اشاره دارد. در این شعر، با آمدن بهار، نشاط و شوق در دل گلها و چمنها بیدار میشود. گلها از خوشحالی میخندند و چمن به خاطر شوق بهاری، به خاک میمالد. همچنین، با افزایش نشاط در گلشن، لالهها و گلها به حالت مستی در آمدهاند. شاعر میخواهد بگوید که جذابیت بهار و طراوت آن باعث شادی و سرزندگی در طبیعت و موجودات آن شده است. در انتها، حسرت دوری از این خوشی به چشم میخورد، به طوری که گلها بیوقفه بابت شادی خود پرچم نشاط را به اهتزاز درآوردهاند.